فسیلیون

لغت نامه دهخدا

فسیلیون. [ ف ِ ] ( معرب، اِ ) اسفرزه. ( فرهنگ فارسی معین ). اسپرزه. شکم پاره. برغوثی قطونا. اسفیوس. ( یادداشتهای مؤلف ). رجوع به فسولیون شود.

محتمل یعنی چه؟
محتمل یعنی چه؟
رسا یعنی چه؟
رسا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز