فریاران
مترادفها
یاران، همراهان، پیروان، اصحاب
متضادها
دشمنان، مخالفان، خائنان
لغت نامه دهخدا
فریاران. [ ف َرْ ] ( اِخ ) نام محلی در کنار راه کنگاور و جوکار میان کریم آباد و قلعه شیخ در سی هزارگزی کنگاور. ( یادداشت بخط مؤلف ). رجوع به فریازان شود.
یاران، همراهان، پیروان، اصحاب
دشمنان، مخالفان، خائنان
فریاران. [ ف َرْ ] ( اِخ ) نام محلی در کنار راه کنگاور و جوکار میان کریم آباد و قلعه شیخ در سی هزارگزی کنگاور. ( یادداشت بخط مؤلف ). رجوع به فریازان شود.