فراستدن
مترادفها
فرستادن، ارسال کردن، گسیل کردن
لغت نامه دهخدا
فراستدن. [ ف َ س ِ ت َ دَ ] ( مص مرکب ) فراستاندن. رجوع به فراستاندن شود.
فرهنگ عمید
ستدن، گرفتن.
فرستادن، ارسال کردن، گسیل کردن
فراستدن. [ ف َ س ِ ت َ دَ ] ( مص مرکب ) فراستاندن. رجوع به فراستاندن شود.
ستدن، گرفتن.