لغت نامه دهخدا
فاتوریدن. [ دَ ] ( مص مرکب ) توریدن. بمعنی رم کردن و دوررفتن. فاتولیدن. ریشه اش در سنسکریت «تورا» بمعنی تند رفتن و دور رفتن و «فا» مزید مقدم ( پیشاوند ) است. ( فرهنگ نظام ). به یک طرف نگه داشتن. || حذر کردن. || ترسناک شدن. || برطرف کردن. ( ناظم الاطباء ).