غیچ شدن
مترادفها
قشقرق کردن، غوغا کردن
لغت نامه دهخدا
غیچ شدن. [ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) غیچ شدن دست و جز آن، سیخ شدن آن. ستیخ و استیخ و شخ شدن دست. بیحرکت و خشک ماندن موقت عضوی چون دست یا پای.
فرهنگ معین
(غ. شُ دَ ) (مص ل. ) سیخ شدن دست و جز آن، بی حرکت و خشک شدن موقت عضوی مانند دست یا پا.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) یا غیچ دست و جز آن. سیخ شدن آن بی حرکت و خشک شدن موقت عضوی مانند دست یا پا.
ویکی واژه
سیخ شدن دست و جز آن، بی حرکت و خشک شدن موقت عضوی مانند دست یا پا.