عنصلی

لغت نامه دهخدا

عنصلی. [ع ُ ص ُ ] ( ص نسبی ) منسوب به عنصل. رجوع به عنصل شود:سرکه عنصلی، سکنگبین عنصلی. رجوع به عنصلانی شود.

فرهنگ فارسی

منسوب به عنصل سرکه عنصلی

رویداد یعنی چه؟
رویداد یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز