لغت نامه دهخدا
علیب. [ ع ُ ل َ ] ( اِخ ) جایگاهی است در بین کوفه و بصره. و در شعر معن بن اوس آمده است:
اذا هی حلت کربلاء فلعلعاً
فجوا لعلیب دونها فالنوائحا.( از معجم البلدان ).
علیب.[ ع ُ ی َ ] ( اِخ ) صاحب کتاب النبات گوید که: آن موضعی است در تهامة و در شعر جریر آمده است:
غضبت طهیة ان سببت مجاشعاً
عضوا بصم حجارة من علیب.( از معجم البلدان ).