لغت نامه دهخدا
( عرکة ) عرکة. [ ع َ ک َ ] ( ع اِ ) یک مرتبه. ج، عَرَکات؛ لقیته عرکة أو عرکات؛ یک بار یا بارها او را دیدم. ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ).
عرکة. [ ع ُ رَ ک َ ] ( ع ص ) مرد خبیث و پلید؛ هو عرکة یعرک الاذی بجنبه؛ او «عرکة» است و آزار را در پهلوی خود حمل می کند. ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ).