عرفج بری
لغت نامه دهخدا
عرفج بری. [ ع َ ف َ ج ِ ب َرْ ری ی ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) بکمون است. ( مخزن الادویه ). رجوع به عرفج شود.
فرهنگ فارسی
بکمون است
عرفج بری. [ ع َ ف َ ج ِ ب َرْ ری ی ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) بکمون است. ( مخزن الادویه ). رجوع به عرفج شود.
بکمون است