ضغاین
مترادفها
کینهها، دشمنیها، خصومتها
متضادها
محبت، دوستی، صفای قلب
لغت نامه دهخدا
ضغاین. [ ض َ ی ِ ] ( ع اِ ) ج ِ ضغینة: فرستاد تا بیاموزند شیوه عفو هنگام قدرت و طریقه حلم و اغماض با کثرت ضغاین... ( جهانگشای جوینی ).
فرهنگ فارسی
( اسم ) جمع ضغینه کینه ها.
جمع ضغینه. فرستاد تا بیاموزند شیوه عفو هنگام قدرت و طریقه حلم و اغماض با کثرت ضغاین.....