احن

لغت نامه دهخدا

احن. [ اِ ح َ ] ( ع اِ ) ج ِ اِحنة. کینه ها. خشم ها: فرستاد تا بیاموزند شیوه عفو هنگام قدرت و طریقه حلم و اغماض با کثرت ضغاین و احن. ( جهانگشای جوینی ).
احن. [ اَ ح َن ن ] ( ع ن تف ) نعت تفضیلی از حَنین.
- امثال:
احن من المریض الی الطبیب.
احن من شارف.

فرهنگ فارسی

خشمها

جمله سازی با احن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 احن شوقا الی دیار لقیت فیها جمال سلمی که می رساند ازان نواحی نوید لطفی به جانب ما

💡 ينبغى ان يكون فعلالرجل احن من قوله و لا يكون قوله احسن من فعله .

هورنی یعنی چه؟
هورنی یعنی چه؟
کصخل یعنی چه؟
کصخل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز