صعب القیاد
مترادفها
سرکش، مهارناپذیر، لجباز
متضادها
رام، مطیع، آسان
لغت نامه دهخدا
صعب القیاد. [ ص َ بُل ْ ] ( ع ص مرکب ) مقابل سَلِس ُالقیاد. آنکه دشوار متابعت هوای دیگری کند.
فرهنگ عمید
آن که به سختی رام و فرمان بردار شود.
فرهنگ فارسی
آنکه بسختی متابعت هوای دیگران کند مقابل سهل القیاد.
آنکه دشوار متابعت هوای دیگری کند