دیر میر

لغت نامه دهخدا

دیر میر. ( نف مرکب ) مقابل زودمیر. گران جان. سخت جان. جان سخت. آنکه به سختی میرد. آنکه زود نمیرد. ( یادداشت مؤلف ).

جمله سازی با دیر میر

💡 حق آن ده که « مسکین و اسیر» است فقیر و غیرت او دیر میر است

💡 چار مرگ اندر پی این دیر میر سود خوار و والی و ملا و پیر

فاب یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
بی عرزه یعنی چه؟
بی عرزه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز