صایغی

مترادف‌ها

صیقل‌دهنده، جلا دهنده

لغت نامه دهخدا

صایغی. [ ی ِ ] ( اِخ ) محمدبن عبداﷲ معروف به قاضی. رجوع به صائغی محمدبن عبداﷲ... شود.
صایغی. [ ی ِ ] ( اِخ ) محمدبن عثمان بن ابراهیم مکنی به ابوعلی. رجوع به صائغی ابوعلی محمدبن عثمان... شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران