شور وا شور
متضادها
آرامش، سکوت
لغت نامه دهخدا
شورواشور. [ شورْ ] ( اِ مرکب ) شوی واشوی. در تداول عامیانه، شستن جامه ای و پوشیدن جامه دیگر و سپس جامه اخیر را شستن و پوشیدن جامه نخستین. ( فرهنگ فارسی معین ). واگردان ( جامه ).
- امثال:
رخت شورواشور ندارد. ( یادداشت مؤلف ). و رجوع به شور و واشور شود.
فرهنگ معین
(اِمص. ) از دو دست لباس به نوبت یکی را شستن و یکی را پوشیدن.
فرهنگ فارسی
( اسم ) شستن جامه ای و پوشیدن جامه دیگر و سپس جامه اخیر را شستن و پوشیدن جامه نخستین.