شور رفتن
مترادفها
هیجانزده شدن، از خود بیخود شدن
متضادها
آرام شدن، سکون گرفتن
لغت نامه دهخدا
شور رفتن. [ رَ ت َ ] ( مص مرکب ) در اصطلاح زنان، کوتاه شدن جامه بر اثر شستن خاصه پارچه نو. کم شدن از طول وعرض جامه پس از شستن آن بار اول. آب رفتن. ( از یادداشت مؤلف ). کم شدن طول یا طول و عرض پارچه بر اثر فرورفتن در آب و آب کشیده شدن آن. این «شور» ظاهراً مشتق از مصدر شستن است. ( فرهنگ عامیانه جمال زاده ).
فرهنگ فارسی
آب رفتن کم شدن از طول عرض بر اثر فرو رفتن در آب و آب کشیده شدن.
جمله سازی با شور رفتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شد جهان پرشور و شر از رفتن دستور و شاه کس نداند تا کجا خواهد رسید این شور و شر