شنکلیل
مترادفها
چفت، قفل، بست، بند
لغت نامه دهخدا
شنکلیل. [ ش َ ک َ ] ( اِ ) شنگلیل. زنجبیل. ( ناظم الاطباء ) ( فهرست مخزن الادویه ). رجوع به شنگلیل شود.
فرهنگ فارسی
زنجبیل
چفت، قفل، بست، بند
شنکلیل. [ ش َ ک َ ] ( اِ ) شنگلیل. زنجبیل. ( ناظم الاطباء ) ( فهرست مخزن الادویه ). رجوع به شنگلیل شود.
زنجبیل