شنغم تصویر معنی شنغم لغت نامه دهخدا شنغم. [ ش ِن ْ ن َ ] ( ع اِ، از اتباع ) رغماً له شنغماً؛ از اتباع است؛ برخلاف میل و خواهش او. ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). و رجوع به سنغم شود. کلمات مرتبط نکران سنغم صم بکم شغنه لغ و لوغ شنف شنانه