سهستن

لغت نامه دهخدا

سهستن. [ س َ هَِ ت َ ] ( مص ) ترسیدن و رمیدن. ( برهان ) ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ معین

(سَ هِ تَ ) [ په. ] (مص ل. ) ۱ - نمایان شدن، ظاهرشدن. ۲ - نگریستن. ۳ - ترسیدن، رمیدن.

فرهنگ عمید

۱. نمایان شدن، به نظر آمدن.
۲. ترسیدن.
۳. رم کردن و گریختن، رمیدن.

فرهنگ فارسی

۱ - ( مصدر ) ( سهست سهد خواهد سهست بسه سهنده سهسته ) به نظر آمدن ظاهر شدن. ۲ - ( مصدر ) ترسیدن رمیدن.
ترسیدن و رمیدن

ویکی واژه

نمایان شدن، ظاهرشدن.
نگریستن.
ترسیدن، رمیدن.