لغت نامه دهخدا
سراطین. [ س َ ] ( ع اِ ) ج ِ سرطان: ویغتذی [ قاسطر ] فیها [ فی الماء ] بالسمک السراطین. رجوع به سرطان بحری و نهری و دزی ذیل سرطان شود.
سراطین. [ س َ ] ( ع اِ ) ج ِ سرطان: ویغتذی [ قاسطر ] فیها [ فی الماء ] بالسمک السراطین. رجوع به سرطان بحری و نهری و دزی ذیل سرطان شود.
جمع سرطان و یغتذی بالسمک السراطین