ستائیدن
مترادفها
ستودن، تمجید کردن، تحسین کردن
متضادها
نکوهیدن، مذمت کردن، سرزنش کردن
لغت نامه دهخدا
ستائیدن. [ س ِ دَ ] ( مص ) ستودن بمعنی وصف کردن و بیان محاسن کردن. ( آنندراج ):
چو دید آن چنان پهلوان پرخرد
ستائید او را چنان چون سزد.فردوسی.گَهْمان بفزائید و گهی مان بستائید
بر خویشتن از خویش همی کار فزائید.ناصرخسرو.و رجوع به ستاییدن شود.
فرهنگ فارسی
ستودن بمعنی وصف کردن و بیان محاسن کردن
جمله سازی با ستائیدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 معلمان همواره تلاش میکنند تا با ستائیدن تلاشهای کوچک و بزرگ دانشآموزان، انگیزه و اعتمادبهنفس آنها را برای یادگیری مفاهیم پیچیده علمی و مهارتهای اجتماعی افزایش دهند.
💡 منتقدان هنری پس از تماشای نمایش جدید، شروع به ستائیدن بازیگری بینقص و کارگردانی بسیار خلاقانه کردند که توانسته بود مخاطب را تا لحظه پایانی با خود همراه کند.
💡 در فرهنگهای مختلف، عادت به ستائیدن کارهای خیر و نیک از دیگران، یکی از راههای بسیار موثر برای تقویت روابط اجتماعی و ایجاد یک فضای مثبت در جامعه است.