لغت نامه دهخدا
زق زق. [ زُ زُ ] ( اِ ) زغزغ و احساس ناملایم در زخم و جای سوختگی. ( ناظم الاطباء ). با کردن و افتادن صرف شود: از بس آب سرد بود که دستهام به زق زق افتاد. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
زق زق. [ زِ زِ ] ( اِ صوت ) آواز زاری بریده بریده کودک. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ).، زقزق. [ زِ زِ ] ( ع اِ ) نوعی از مورچه. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از ذیل اقرب الموارد ). رجوع به زقزاق شود.