روبارو کردن
مترادفها
مواجه شدن، مقابله کردن، روبرو شدن
متضادها
پشت کردن
لغت نامه دهخدا
روبارو کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) رجوع به روباروی کردن و روبرو کردن شود.
مواجه شدن، مقابله کردن، روبرو شدن
پشت کردن
روبارو کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) رجوع به روباروی کردن و روبرو کردن شود.