رنگ اوردن

مترادف‌ها

رنگ گرفتن، تغییر رنگ دادن

متضادها

بی‌رنگ شدن

لغت نامه دهخدا

( رنگ آوردن ) رنگ آوردن. [ رَ وَ دَ ] ( مص مرکب ) کنایه از خجل شدن و رو ساختن باشد. ( برهان قاطع ) ( آنندراج ). رنگ برآوردن. ( برهان قاطع ). رنگ دادن و رنگ گرفتن. رنگ برنگ شدن. ( آنندراج ). رنگ گذاشتن و رنگ برداشتن. رجوع به رنگ شود:
زهی چو لاله گل آورده از جمال تو رنگ
قبای سرو سهی با نهال قد تو تنگ.نجیب الدین جرفادقانی ( از آنندراج ).از آن می یکی جام پیما به من
که رنگ آورد زو عقیق یمن.فخرالدین گرگانی ( از آنندراج ).سپهر نیلی شرمنده گشت و رنگ آورد
چو آستان سرای مرا منور کرد.کمال اسماعیل ( از آنندراج ). || خشم و قهر با خجالت آمیخته. ( از برهان ) ( از آنندراج ). || رنگ آمیختن و درآمیختن. نیرنگ ساختن. مکر و حیله بکار بردن. رجوع به رنگ آمیختن و رنگ درآمیختن و رنگ برآوردن شود:
من او را چه گویم چه رنگ آورم
که آن دست را زیر سنگ آورم.فردوسی.- رنگ بر روی کار آوردن؛ کنایه از کار با آب و تاب کردن باشد. ( از آنندراج ):
بی تو مجلس بود همچون گلشن بی آب و رنگ
رنگی و آبی بروی کار ما آورده ای. وحید ( از آنندراج ).

فرهنگ معین

( رنگ آوردن ) ( ~. وَ یا وُ دَ )(مص ل. ) ۱ - خجل شدن. ۲ - خشمگین شدن.

فرهنگ فارسی

( رنگ آوردن ) ( مصدر ) ۱ - خجل شدن شرمگین گشتن. ۲ - خشمگین گشتن.

جمله سازی با رنگ اوردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 هنرمند با دقت بسیار زیاد شروع به رنگ اوردن بر روی بوم کرد تا بتواند جزئیات ظریف طبیعت و نورپردازی‌های موجود در منظره را به تصویر بکشد.

💡 با گذشت زمان و قرار گرفتن مداوم در معرض نور خورشید، رنگ اوردن بر روی پرده‌های قدیمی باعث شده است که طرح‌های اولیه به تدریج کم‌رنگ شوند.

💡 در فرآیند رنگ‌آمیزی ساختمان، استفاده از مواد باکیفیت برای رنگ اوردن بر روی سطوح دیوار، باعث می‌شود که نمای بنا برای سال‌های طولانی درخشان باقی بماند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران