در یک معنای رایج، «رو ساختن» به حالت شرمندگی، خجالت و انفعال اشاره دارد که در آن فرد در اثر یک موقعیت اجتماعی یا گفتاری احساس سرافکندگی میکند. در این کاربرد، این واژه بیانگر حالتی درونی است که در چهره و رفتار فرد ظاهر میشود و نشاندهنده تغییر حالت روحی او در برابر یک موقعیت ناخوشایند است. در معنای دیگر، «رو ساختن» به مفهوم شرمنده کردن یا خجالتزده ساختن دیگری نیز به کار رفته است که در آن یک فرد باعث ایجاد حالت انفعال در شخص دیگر میشود. این کاربرد بیشتر در بافتهای گفتاری یا توصیف موقعیتهایی دیده میشود که در آن رفتار یا سخنی موجب سرافکندگی طرف مقابل میگردد. در برخی منابع قدیمی، معنای دیگری نیز برای این واژه ذکر شده است که به مفهوم تصویر کشیدن یا ترسیم کردن اشاره دارد و نشاندهنده کاربردی متفاوت در حوزه هنر و نگارش است. این تنوع معنایی نشان میدهد که «رو ساختن» بسته به زمینه استعمال، میتواند هم معنای روانشناختی و اجتماعی داشته باشد و هم معنای هنری و توصیفی. از نظر ساختاری، این ترکیب از «رو» به معنای چهره یا صورت و «ساختن» به معنای ایجاد کردن یا پدید آوردن تشکیل شده است که در کنار هم معنای کنایی پیدا میکنند. در متون ادبی فارسی، این واژه برای بیان حالات عاطفی انسان و همچنین روابط اجتماعی میان افراد به کار رفته و بار معنایی قابل توجهی دارد. در مجموع، این عبارت واژهای چندوجهی است که بسته به زمینه، هم به معنای شرمندگی و انفعال، هم به معنای شرمنده کردن دیگران و هم در برخی کاربردهای قدیم به معنای تصویرسازی به کار رفته است.
رو ساختن
لغت نامه دهخدا
رو ساختن. [ ت َ ] ( مص مرکب ) شرمنده شدن و خجالت کشیدن. ( برهان قاطع ) ( غیاث اللغات ) ( از فرهنگ فارسی معین ). در مقام انفعال گفته میشود. ( آنندراج ). || شرمنده کردن و خجالت دادن. ( لغت محلی شوشتر ). در وقت اعراض و بی التفاتی بچیزی رو را بوضعی که آثار ناخوشی از او عیان باشد می سازند و در مقام انفعال گفته میشود. ( از آنندراج ). کنایه از شرمنده کردن و خجالت دادن باشد. ( لغت محلی شوشتر ). || تصویر نوشتن. ( غیاث اللغات ).