رشیقه
مترادفها
چابک، اندامریز، خوشتراش
متضادها
کند، ناتوان
لغت نامه دهخدا
( رشیقة ) رشیقة. [ رَ ق َ ] ( ع ص ) رشیقه. تأنیث رشیق. زن نیکوقد و کشیده بالا. ( یادداشت مؤلف ).نیکوقد و زیبااندام. ( غیاث اللغات از منتخب اللغات ).مؤنث رشیق، گویند: قامة رشیقة؛ قامت نیکو و باریک.ج، رِشاق. ( ناظم الاطباء ). || قوس رشیقة؛ تیری که دارای حرکت سریع باشد. ( از اقرب الموارد ).
فرهنگ فارسی
یا رشیقه تانیث رشیق زن نیکو قد و کشیده بالا نیکو قد و زیبا اندام