نیکوقد

مترادف‌ها

خوش‌قد، بلندقد، خوش‌قامت

لغت نامه دهخدا

نیکوقد. [ ق َدد / ق َد ] ( ص مرکب ) امیم. ( یادداشت مؤلف ) ( از منتهی الارب ). خوش قامت.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران