دلوع

لغت نامه دهخدا

دلوع. [ دَ ] ( ع ص، اِ ) ناقة دلوع؛ ماده شتری که پیشروی کند شتران را. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || طریق و راه. ( از اقرب الموارد ).
دلوع. [ دُ ] ( ع مص ) بیرون آمدن زبان از دهن. ( از منتهی الارب ). خارج شدن زبان از دهان بسبب خستگی یاتشنگی. ( از اقرب الموارد ). دلع. رجوع به دلع شود.

خوار یعنی چه؟
خوار یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز