خیص

لغت نامه دهخدا

خیص. [ خ َ ] ( ع اِ ) اندکی از عطا و منه: نلت منه خیصاً؛ یعنی چیزی اندک. || ( مص ) کم و اندک گردیدن. ( منتهی الارب ) ( از تاج العروس ) ( از لسان العرب ). منه: خاص الشی خیصا.
خیص. ( ع اِ ) ج ِ اخیص و خیصاء. ( منتهی الارب ) ( از تاج العروس ) ( از لسان العرب ).
خیص. [ خ َ ی َ ] ( ع اِ ) خردی یک چشم و کلانی چشم دیگر. ( منتهی الارب ) ( از تاج العروس ) ( از لسان العرب ).

زردوست یعنی چه؟
زردوست یعنی چه؟
نام یعنی چه؟
نام یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز