خویشتاب
مترادفها
خویشاوند، نزدیکان، بستگان
لغت نامه دهخدا
خویشتاب. [ خوی / خی ] ( اِخ ) نام آتشکده خودسوز است و گویند که آن بی مددی همیشه افروخته بودی. ( از انجمن آرای ناصری ).
فرهنگ فارسی
نام آتشکده خود سوز است و گویند که آن بی مددی و همیشه افروخته بودی.