خودسوز

لغت نامه دهخدا

خودسوز. [ خوَدْ / خُدْ ] ( اِ مرکب ) فسفر. ( یادداشت بخط مؤلف ). || ( نف مرکب ) آنچه خودبخود مشتعل است، البته هیچ اشتعالی بدون مواد اولیه امکان ندارد منتها در روزگاری که خواص اشتعالی ماده ای شناخته نشده بود مردم آن ماده را خودسوز می انگاشتند و آتشکده هایی که بر روی چشمه های نفط قرار داشت و بیشتر در قفقاز بود آتشکده های خودسوز می گفتند. ( یادداشت مؤلف ).
خودسوز. [ خوَدْ / خُدْ ] ( اِخ ) نام آتشکده ای بوده به آذربایجان. ( برهان قاطع ). خودیسوز. رجوع به خودیسوز شود.

فرهنگ عمید

ویژگی آنچه بدون آتش روشن می شود.

فرهنگ فارسی

نام آتشکده ای بوده به آذربایجان خودیسوز.

جمله سازی با خودسوز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 رضا علیجانی دربارهٔ بازگشت همسرش به ایران نوشت: «چند سال آخری که همچنان پا برخاک میهن می‌گذاشت دربارهٔ خودسوزی زنان و قتل‌های ناموسی و آسیب‌شناسی کارهایی مدنی در ایران پژوهش می‌کرد و می‌نوشت.»

💡 مالاچی ریچر در ساعت شلوغی صبح جمعه ۳ نوامبر ۲۰۰۶ در کنار بزرگراه کندی در نزدیکی مرکز شهر شیکاگو با خودسوزی خودکشی کرد.

💡 در بامداد شنبه پنجم مرداد (۲۷ ژوئیه) همان سال، یکی دیگر از پیروان کیش یارسان در نزدیکی مجلس شورای اسلامی ایران اقدام به خودسوزی کرد.

💡 «چهار کارگر، خودسوزی کردند، تنها برای [نگرفتن دستمزدشان یعنی] یک میلیون و دویست هزار تومان! لعنت به این زندگی!» (بخشی از گفتار اعتراضی اسماعیل بخشی در اعتراضات کارگری ۱۳۹۷ خوزستان)

نماز جمعه یعنی چه؟
نماز جمعه یعنی چه؟
چارتخم یعنی چه؟
چارتخم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز