خزانیدن

مترادف‌ها

پوسیدن، فاسد شدن

متضادها

تازه شدن

لغت نامه دهخدا

خزانیدن. [ خ َ دَ ] ( مص ) لغزیدن. لیز خوردن، سکندری خوردن: الازلاق؛ بخزانیدن وبستردن و بخیز بیفکندن است. ( تاج المصادر بیهقی ).

فرهنگ فارسی

لغزیدن لیز خوردن

کلمات مرتبط