خردداشت
لغت نامه دهخدا
خردداشت. [ خ ُ ] ( مص مرکب مرخم، اِمص مرکب ) چهارم به چشم حقارت و خردداشت به وی نگرد. ( کیمیای سعادت ). و رجوع به خرد داشتن شود.
جمله سازی با خردداشت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بسیاری از سرمایهگذاران خرد ترجیح میدهند در شرکتهایی سهام بخرند که تاریخچه مشخصی در پرداخت خردداشتهای منظم و قابل پیشبینی به تمامی سهامداران خود داشته باشند.
💡 پس از بررسی دقیق صورتهای مالی، مدیران مالی شرکت اعلام کردند که به دلیل سودآوری بالا، میزان خردداشت سال جاری نسبت به سال گذشته افزایش چشمگیری خواهد داشت.
💡 دریافت خردداشت نقدی یکی از منابع درآمد غیرفعال برای بسیاری از افراد است که از طریق سرمایهگذاری در بازارهای بورس و خرید سهام شرکتهای معتبر به دست میآید.