لغت نامه دهخدا
جریداء. [ ج ُ رَ ] ( ع اِ مصغر ) جریداءالبطن؛ وسط آن. ( از تاج العروس ذیل اقرب الموارد ). وسط شکم یعنی جایی در پشت که گوشت ندارد و آن تصغیر جرداء است. ( از متن اللغة ). جریداءالمتن؛ میانه پشت. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ).
جریداء. [ ج ُ رَ ] ( ع اِ مصغر ) جریداءالبطن؛ وسط آن. ( از تاج العروس ذیل اقرب الموارد ). وسط شکم یعنی جایی در پشت که گوشت ندارد و آن تصغیر جرداء است. ( از متن اللغة ). جریداءالمتن؛ میانه پشت. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ).