کلمه «تلطخ» به معنای آلوده شدن یا دچار آلودگی شدن است و معمولاً در زمینههای مادی و معنوی به کار میرود. در کاربرد مادی، تلطخ به معنای لکهدار شدن جسم یا سطحی است که پاکیزه بوده و به سبب تماس با مادهای دیگر آلوده شده است. در کاربرد معنوی و اخلاقی، تلطخ به معنای آلوده شدن به امور قبیح، زشت یا ناپسند است و بار منفی رفتاری دارد. این واژه نشاندهنده خدشه وارد شدن به پاکیزگی، اعتبار یا ارزش یک شخص، شیء یا مکان است. در ادبیات و متون دینی، تلطخ معمولاً برای اشاره به گناه، فساد اخلاقی یا آلودگی روحی به کار رفته است. این واژه با مفاهیمی مانند لکه، ناپاکی، آلودگی و فساد اخلاقی هممعنی و همخانواده است و بار معنایی منفی دارد.
تلطخ
لغت نامه دهخدا
تلطخ. [ ت َ ل َطْطُ ] ( ع مص ) آلوده شدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). تلوث بچیزی. ( از اقرب الموارد ). || آلوده شدن به امر قبیحی. ( از اقرب الموارد ).
فرهنگ فارسی
آلوده شدن. یا آلوده شدن به امر قبیحی.