لغت نامه دهخدا
تلبید. [ ت َ ] ( ع مص ) سریشم کردن بر موی و آن اندک از صمغ بر سر نهادن محرمان حج تا موی بسته گردد. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || پشم زدن و تر کرده بر نیام دوختن جهت حفاظت شمشیر. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || در پی کردن جامه. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). پاره دوختن بر خرقه. ( ناظم الاطباء ). ترقیع کساء. ( اقرب الموارد ). || درشت گردانیدن نم زمین را. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).