تعتع

لغت نامه دهخدا

تعتع. [ ت َ ت َ ] ( ع مص ) سخن فاناک گوینده. ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) ( منتهی الارب ): تعتع فی الکلام؛ تردد فیه من عی. ( منتهی الارب ). تردد فیه من حصر اوعی. ( اقرب الموارد ).
تعتع. [ ت ُ ت ُ ] ( اِ فعل ) امر است به فروتنی کردن. ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

سخن فاناک گوینده
امر است به فروتنی کردن

داجون یعنی چه؟
داجون یعنی چه؟
کرزوس یعنی چه؟
کرزوس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز