تحمص

لغت نامه دهخدا

تحمص. [ ت َ ح َم ْ م ُ ] ( ع مص ) ترنجیدن و گردآمدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). تحمص مرد؛ تقبض او. ( اقرب الموارد ) ( قطر المحیط ). || تحمص لحم؛ خشک شدن گوشت و ترنجیدن آن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ) ( قطر المحیط ).

ریحانه یعنی چه؟
ریحانه یعنی چه؟
هیت یعنی چه؟
هیت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز