لغت نامه دهخدا
بلارمه. [ ب َ م َ / م ِ ] ( اِخ ) نام شهری از شهرهای صقلیه است در اصطلاح مسیحیان: و أحسن مدنها [ مدن صقلیة ] قاعدة ملکها و المسلمون یعرفونهابالمدینة و النصاری یعرفونها ببلارمة. ( ابن جبیر ).
بلارمه. [ ب َ م َ / م ِ ] ( اِخ ) نام شهری از شهرهای صقلیه است در اصطلاح مسیحیان: و أحسن مدنها [ مدن صقلیة ] قاعدة ملکها و المسلمون یعرفونهابالمدینة و النصاری یعرفونها ببلارمة. ( ابن جبیر ).