بزرگوار گردانیدن
مترادفها
بزرگداشتن، احترام گذاشتن، تکریم کردن
متضادها
خوار کردن، کوچک کردن، پست کردن
لغت نامه دهخدا
بزرگوار گردانیدن. [ب ُ زُرْگ ْ گ َ دَ ] ( مص مرکب ) تنویه. ( تاج المصادر بیهقی ). بزرگوار کردن. رجوع به بزرگ و بزرگوار شود.
فرهنگ فارسی
تنویه بزرگوار کردن.