برچفسیدن

لغت نامه دهخدا

برچفسیدن. [ ب َ چ َ دَ ] ( مص مرکب ) برچسپیدن. برچسفیدن. تلخن. ( منتهی الارب ). تلخط.( اقرب الموارد ). لتوب. لصوق. لزوق: رسعت عینه؛ برچفسید نیام چشم او. ( منتهی الارب ). || منجمد شدن و فسردن. ( ناظم الاطباء ). رجوع به برچسفیدن شود.

گوت یعنی چه؟
گوت یعنی چه؟
همبستر یعنی چه؟
همبستر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز