بدساعت
واژه بدساعت ترکیبی از دو بخش بد (به معنای ناخوشایند یا نامطلوب) و ساعت (زمان یا لحظه) است و در زبان فارسی به معنای زمان نامناسب، لحظه ناخوشایند یا وقت شوم استفاده میشود. این واژه در متون ادبی و محاورهای گاه اشاره به ساعت نحس یا وقت نامبارک دارد.
معانی دقیقتر
ساعت نحس و وقت شوم: به زمانی که از لحاظ باورهای سنتی یا شرایط خاص، بدشگون و نامبارک تلقی شود.
زمان نامناسب یا بدهنگام: اشاره به لحظهای که نامطلوب باشد یا شرایط برای انجام کاری مناسب نباشد.
لحظه ناخوشایند: به زمانی اشاره دارد که در آن اتفاقی ناخوشایند رخ دهد یا باعث دردسر شود.
عبارت بدساعت به معنای زمان نامناسب، ساعت نحس، وقت شوم یا لحظه ناخوشایند است و برای اشاره به شرایطی استفاده میشود که از لحاظ زمانی یا موقعیتی مطلوب نیست. این واژه ممکن است در باورهای سنتی به معنای ساعت نحس و در کاربردهای روزمره به معنای لحظه نامناسب به کار رود.
مترادفها
بدشانس، بدتقدیر، بدمراد
متضادها
خوشساعت، خوشیمن، خوششانس
لغت نامه دهخدا
بدساعت. [ ب َ ع َ ] ( اِ مرکب ) ساعت نحس و وقت شوم. ( آنندراج ). بدهنگام و وقت نحس. ( ناظم الاطباء ).
جمله سازی با بدساعت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در یک برخورد بسیار بدساعت، دقیقاً زمانی که همه آماده خروج بودند، سیستم برق شهر دچار قطع شد و تمام برنامهها به هم ریخت.
💡 او در یک برخورد بدساعت با آن شخص قدیمی در خیابان، متوجه شد که تمام تصمیمات گذشتهاش را باید دوباره مورد بازنگری قرار دهد.
💡 وقوع این حادثه در یک زمان بسیار بدساعت، باعث شد تا تیم پروژه تمام تلاش خود را برای جبران خسارتهای وارده به کار بگیرد.