بایکت کردن
مترادفها
تحریم کردن
متضادها
حمایت کردن، پشتیبانی کردن
لغت نامه دهخدا
بایکت کردن. [ ک ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) تحریم کردن ارتباط با کسی چنانکه از گفتگو کردن با او خودداری داشتن، یا از تاجر جنس نخریدن یا با خانواده ای آمد و رفت نداشتن. || تحریم امتعه.
جمله سازی با بایکت کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بسیاری از مصرفکنندگان تصمیم گرفتند برای اعتراض به سیاستهای ناعادلانه شرکت مذکور، محصولات آن را به طور کامل بایکت کنند تا فشار اقتصادی بر آن وارد شود.
💡 فعالان حقوق بشر از مردم خواستند تا با بایکت کردن کالاهای تولید شده در مناطق جنگی، از حمایت مالی غیرمستقیم از خشونتهای جاری جلوگیری لازم را به عمل آورند.
💡 در جنبشهای اجتماعی مدرن، بایکت کردن یک ابزار قدرتمند برای تغییر رفتار سازمانها و شرکتهای بزرگ در برابر مسائل اخلاقی و اجتماعی در سطح جهانی محسوب میشود.