دریغ کردن

لغت نامه دهخدا

دریغ کردن. [ دِ / دَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) دریغ داشتن. مضایقه کردن. ندادن چیزی یا از چیزی به کسی. کوتاهی کردن. خویشتن داری کردن. امتناع و مخالفت کردن. منع کردن. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). انکار کردن و رد کردن و امتناع نمودن و بازداشتن و ترک کردن و دور کردن. || زاریدن و ناله کردن و افسوس کردن. || رحم کردن. || حسرت داشتن. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

دریغ داشتن. مضایقه کردن

جمله سازی با دریغ کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ظلم است مرهم لطف از ما دریغ کردن چون داغ سوزناکیم چون زخم دردمندیم

هول یعنی چه؟
هول یعنی چه؟
قماربازی یعنی چه؟
قماربازی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز