لغت نامه دهخدا
بانوجه. [ ج َ ] ( اِ مصغر ) بانوچه. بانوی کوچک: کتاب احمدبن قتیبه و بانوجه. ( از فهرست ابن الندیم ص 426 س 20 ). و رجوع به بانوچه شود.
بانوجه. [ ج َ ] ( اِ مصغر ) بانوچه. بانوی کوچک: کتاب احمدبن قتیبه و بانوجه. ( از فهرست ابن الندیم ص 426 س 20 ). و رجوع به بانوچه شود.