ایلقی تصویر معنی ایلقی مترادفها القا، ریختن، وارد کردن لغت نامه دهخدا ایلقی. ( اِ ) رمه اسبان. ایلخی. ( ناظم الاطباء ). رجوع به ایلخ و ایلخه و ایلخی شود. گزارش محتوای نامناسب