لغت نامه دهخدا
ایلغامیشی. ( ترکی -مغولی، اِمص ) عمل ایلغامیش. ایلغار کردن. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به ایلغار و ایلغار کردن شود.
ایلغامیشی. ( ترکی -مغولی، اِمص ) عمل ایلغامیش. ایلغار کردن. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به ایلغار و ایلغار کردن شود.
[ تر - مغ. ] (حامص. ) ۱ - هجوم بردن، ایلغار کردن. ۲ - تجسُس، تفتیش.
۱ - عمل ایلغامیش ایلغار کردن. ۲ - تفحص تفتیش.
هجوم بردن، ایلغار کردن.
تجسُس، تفتیش.