ایلغار کردن
مترادفها
یورش بردن، حمله کردن، غارت کردن، تهاجم
متضادها
دفاع کردن، عقبنشینی کردن
لغت نامه دهخدا
ایلغار کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) تاختن. ( یادداشت بخط مؤلف ). تاخت بردن. ناگاهان بر سر کسی یا لشکری به انبوه زود آمدن. رفتن لشکری خرد بسرعت با مقابله دشمن مستعد یا گریخته. بسرعت و چالاکی بسوی دشمن رفتن. یراغ، اسبی را گویند که از بسیاری سواری قابلیت آن پیدا کرده باشد که بر او سوار شده از جای به جای ایلغار کنند یعنی بزودی بروند. ( برهان ذیل یراغ ).
فرهنگ فارسی
تاختن. تاخت بردن
جمله سازی با ایلغار کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 قرار گرفتن شهر همدان بر گذرگاه ایلات و عشایر و تهاجمات تاریخی و قتل و ایلغار اقوام داخلی و خارجی بافت ویژهای را به این شهر تحمیل کردهبود. در گذشته شهر همدان به چندین محله تقسیم میشد که برخی از این محلات دروازه داشتند و در ساعات معینی از شب دروازهها بسته میشدند. کوچههای محل از محوطهای که وسیعتر بود و چمن نامیده میشد، جدا میشدند و با پیچ و خمهای فراوان که تنها افراد هممحل به خوبی آن را میشناختند و گاه از گذرگاههای مسقف و تاریک میگذشتند، تشکیل میشد. در خانهها نیز کوتاه و سرگیر ساخته میشد. هر محله برای اعضای خود یک گروه بسته یا نوعی گروه خودی بود، و ساکنان محلات دیگر برای آنان گروه بیگانه بهشمار میآمدند. بین محلههای مختلف شهر همدان تفاوت در آداب و رسوم و حتی در لهجه و اصطلاحات وجود داشت. کوچههای محلهٔ یهودیان از نظر امنیتی باریکتر و پرپیچ و خمتر از سایر کوچهها بود، و خانهها اغلب با دریچهای به خانهٔ همکیش راه داشت و راههای مخفی برای فرار از حمله در آن پیشبینی شدهبود.