ایلغار

لغت نامه دهخدا

ایلغار. ( ترکی - مغولی، اِ ) بسرعت بر فوج دشمن دویدن. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ). حرکت سریع سپاهیان بسوی دشمن. هجوم. یورش. ( فرهنگ فارسی معین ). شبگیر و شبیخون. ( ناظم الاطباء ). تاخت. || مسافت در شب با تندی و چالاکی. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ معین

[ تر. ] (اِمر. ) هجوم، یورش.

فرهنگ عمید

حرکت سریع سپاهیان به طرف دشمن، یورش، هجوم، تاخت وتاز، شبیخون.

فرهنگ فارسی

الغار: حرکت سریع سپاهیان بطرف دشمن، یورش، هجوم، تاخت وتاز، شبیخون
( اسم ) حرکت سریع سپاهیان بسوی دشمن هجوم یورش.

دانشنامه آزاد فارسی

ایلْغار
یورش سریع و شبیخون سپاهیان به سمت دشمن. شخص شبیخون زننده را ایلغاری و محل تاخت و تاز را ایلغارگاه می نامیدند.

ویکی واژه

هجوم، یورش.

جمله سازی با ایلغار

💡 همه سغد و آلام و مدیا گشود به هندوستان ایلغاری نمود

💡 همه ایلغارت به آباد و بوم همه ترک تازت به یونان و روم

💡 گر کنی در ایلغاری حکم بی‌مهلت روند بختیان آسمان در زیر بارت بی‌جهاز

💡 از پس این نامه خود زی اسپهان کرد ایلغار داد اردو را مکان در مرغزار «‌مورچه‌خوار»

💡 قلون را در آن دز نگهدار کرد میافارقین را یک ایلغار کرد

💡 به شامات پاکور فرخ همال همی کرد ایلغار تا چند سال

خانم یعنی چه؟
خانم یعنی چه؟
کپه اقلی یعنی چه؟
کپه اقلی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز