انگاریدن

مترادف‌ها

پنداشتن، فرض کردن، تصور کردن، گمان کردن

متضادها

انکار کردن، رد کردن

لغت نامه دهخدا

انگاریدن. [ اَ / اِ دَ ] ( مص ) تصور کردن و پنداشتن و گمان بردن. ( برهان قاطع ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). اندیشه بردن. ( ناظم الاطباء ):
عاشقی خواهی که تا پایان بری
پس بباید ساخت با هر ناپسند
زشت باید دید و انگارید خوب
زهر باید خوردو انگارید قند.رابعه ٔبنت کعب قزداری ( از آنندراج ).|| افسانه و سرگذشت گفتن. || از سر گرفتن حکایت و افسانه را. || حساب کردن و قیاس کردن. || نقش کردن و تصویر کشیدن. || کندن و تراشیدن و حجاری کردن. ( ناظم الاطباء ). ورجوع به انگاردن و انگار و انگاشتن شود.

فرهنگ معین

(اِ دَ ) (مص م. ) نک انگاردن.

فرهنگ عمید

= انگاشتن: چو باد در قفس انگار کار دولت خصم / از آنکه دیر نپاید چو آب در غربال (انوری: ۲۸۲ )

ویکی واژه

نک انگاردن.

جمله سازی با انگاریدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 بسیاری از مردم تصور می‌کنند که با رسیدن به ثروت زیاد، تمام مشکلات زندگی‌شان حل می‌شود، اما در واقعیت، خوشبختی بیشتر به رضایت درونی و آرامش وابسته است.

💡 نباید چنین انگارید که با مطالعه تنها چند کتاب می‌توان به دانش عمیق و تجربه کافی در یک رشته علمی پیچیده و تخصصی دست یافت و متخصص شد.

💡 او مدام در ذهن خود در حال انگاریدن سناریوهای مختلف برای آینده بود، اما فراموش کرده بود که زندگی واقعی بسیار فراتر از تصورات و خیال‌پردازی‌هاست.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران